اعضای بریکس چه کشور هایی هستند | BRICS و اهدف آن چیست؟

جهان در دو دهه اخیر شاهد جابه‌جایی کانون‌های قدرت از غرب به شرق و از شمال به جنوب بوده است. در قلب این دگرگونی عظیم، بلوکی اقتصادی-سیاسی شکل گرفت که امروز به نماد پایان جهان تک‌قطبی بدل شده است: گروه بریکس. این گروه نه یک پیمان نظامی، که باشگاهی از اقتصادهای نوظهور است که می‌خواهند صدایشان را در ساختارهای تصمیم‌گیری بین‌المللی به گوش قدرتمندان برسانند. در این مقاله، از معنی نام این گروه گرفته تا اهداف استراتژیک آن و پیوند تازه‌اش با ایران را می‌کاوم و پرده از واقعیت‌هایی برمی‌دارم که کمتر درباره‌شان می‌شنوید.

اعضای بریکس چه کشور هایی هستند | BRICS و اهدف آن چیست؟

بریکس چیست؟

برای فهم بریکس، باید ذهن را از کلیشه‌های سازمان‌های بین‌المللیِ دست‌وپاگیر خالی کنید. بریکس یک «باشگاه غیررسمی» از کشورهایی است که اقتصادهایی در حال رشد و بازارهایی بزرگ دارند. این بلوک در سال ۲۰۰۶، با گردهمایی وزیران خارجه برزیل، روسیه، هند و چین در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، جان گرفت. اما تولد رسمی آن را سال ۲۰۰۹ می‌دانند؛ زمانی که سران این چهار کشور در یکاترینبورگ روسیه، نخستین نشست بریک را برگزار کردند. آنها با انتشار بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند که خواستار اصلاح نظام مالی جهانی و افزایش نمایندگی کشورهای در حال توسعه در نهادهایی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی هستند.

نکته جذاب اینجاست که نام «بریک» (BRIC) را پیشتر یک اقتصاددان آمریکایی به نام جیم اونیل در سال ۲۰۰۱ در گزارشی برای بانک گلدمن ساکس ابداع کرده بود. او پیش‌بینی می‌کرد که اقتصاد این چهار کشور تا سال ۲۰۵۰ بر جهان چیره خواهد شد. اما خود این کشورها، این نام را از یک تحلیل مالی به یک واقعیت ژئوپلیتیکی تبدیل کردند. یک سال بعد، یعنی در سال ۲۰۱۰ و در جریان نشست سران در برازیلیا، آفریقای جنوبی نیز به جمع چهار کشور اولیه پیوست و حرف «S» به انتهای واژه BRIC افزوده شد. بدین‌ترتیب، «بریک» به «بریکس» (BRICS) تبدیل شد و بلوک پنج‌گانه‌ای را به وجود آورد که در چهار قاره گسترده شده بود.

آنها پیمان بستند که بستری برای همکاری، هماهنگی و گفت‌وگو میان بزرگترین اقتصادهای نوظهور جهان فراهم کنند. این گروه اکنون دیگر صرفاً یک نام تحلیلی نیست؛ یک نیروی عمل‌گرا است که ساختارهای کهنه را به چالش می‌کشد.

بریکس مخفف چیست؟ رمزگشایی از یک نام استراتژیک

بریکس یک سرواژه ساده است که از حرف اول نام انگلیسی پنج کشور موسس تشکیل می‌شود:

  • Brazil: برزیل، غول آمریکای لاتین.
  • Russia: روسیه، میراث‌دار ابرقدرتی پهناور.
  • India: هند، بزرگترین دموکراسی جهان و موتور رشد جنوب آسیا.
  • China: چین، کارخانه جهان و دومین اقتصاد بزرگ دنیا.
  • South Africa: آفریقای جنوبی، دروازه ورود به قاره آفریقا.

این سرواژه اما بر خلاف بسیاری از نشانه‌های اختصاری سازمان‌ها، بار معنایی عمیقی یافته است. «بریکس» دیگر تنها اشاره به نام کشورها نیست؛ به مفهومی برای «جهان چندقطبی» بدل شده است. جالب آنکه در میان پنج عضو اولیه، دو قدرت دارای حق وتو در شورای امنیت (روسیه و چین)، دو غول جمعیتی (هند و چین)، بزرگترین اقتصاد آمریکای لاتین (برزیل) و شریانی اقتصادی به قاره آفریقا (آفریقای جنوبی) حضور دارند. این ترکیب هوشمندانه نشان می‌دهد که بنیان‌گذاران از همان ابتدا به فکر پوشش جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی بودند.

بسیاری از تحلیلگران، حرف S را نماد «جنوب جهانی» (Global South) نیز می‌دانند. اعضای بریکس خود را سخنگوی کشورهای در حال توسعه و قدرت‌های نوظهوری می‌بینند که دهه‌ها زیر سایه نظام برتون وودز، نقش حاشیه‌ای داشتند. پس آن را می‌توان مخففی برای «صدای خاموشِ اکثریتِ جهان» هم خواند؛ جبهه‌ای که دیگر به سهم‌خواهی از قدرت جهانی روی آورده است. این واژه اکنون چنان بار ژئوپلیتیکی گرفته که سران کشورها از روح آن سخن می‌گویند؛ روحی مبتنی بر احترام متقابل، عدم دخالت در امور داخلی و منافع مشترک.

اعضای بریکس چه کشورهایی هستند؟ از پنج قدرت اولیه تا موج تازه گسترش

تا پیش از سال ۲۰۲۴، اعضای بریکس همان پنج کشور موسس بودند: برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی. اما در مرداد ۱۴۰۲ (اوت ۲۰۲۳) و در جریان پانزدهمین نشست سران این گروه در ژوهانسبورگ، تصمیمی تاریخی و جسورانه گرفته شد. سران این سازمان با دعوت از شش کشور جدید موافقت کردند تا از ابتدای ژانویه ۲۰۲۴ به این بلوک بپیوندند. این گسترش، بزرگترین تغییر ساختاری از زمان تأسیس بود و پیامی مستقیم به غرب فرستاد: عصر جدیدی آغاز شده است.

کشورهایی که دعوت‌نامه عضویت کامل دریافت کردند، عبارت بودند از: ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر، اتیوپی و آرژانتین. اما سرنوشت این شش کشور یکسان نشد. آرژانتین پس از روی کار آمدن خاویر میلی، رئیس‌جمهور جدید، در اواخر سال ۲۰۲۳ رسماً از پیوستن به این سازمان انصراف داد و ترجیح داد به سوی غرب و ایالات متحده چرخش کند. در مقابل، ایران، مصر، اتیوپی و امارات متحده عربی در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۲۴ به عضویت کامل درآمدند. عربستان سعودی اما روندی محتاطانه در پیش گرفت. این کشور هنوز عضویت خود را نهایی نکرده و آن را «تحت بررسی» می‌داند، گرچه در نشست‌های بریکس به عنوان عضو مدعو شرکت می‌کند.

بنابراین، از ابتدای سال ۲۰۲۴، بریکس ۹ عضو رسمی دارد که عبارتند از: برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، ایران، مصر، اتیوپی و امارات متحده عربی. این ترکیب جدید، نماینده جمعیتی در حدود ۳.۵ میلیارد نفر (حدود ۴۵ درصد جمعیت کره زمین) و تولید ناخالص داخلی‌ای بیش از ۲۸ درصد تولید جهانی (بر اساس برابری قدرت خرید) است. حضور سه تولیدکننده بزرگ انرژی جهان (روسیه، ایران، امارات) و دو غول نفتی دیگر (عربستان در صورت عضویت رسمی و برزیل با ذخایر عظیم فراساحلی)، بریکس را به بلوکی بی‌نظیر از نظر انرژی تبدیل کرده است. همچنین اتصال کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب (با محوریت ایران و روسیه) و شرق-غرب (با محوریت چین و مصر) رنگ واقعیت به خود گرفته است.

نگاهی به فهرست کشورهای متقاضی و علاقه‌مند به عضویت نیز خیره‌کننده است. بیش از ۴۰ کشور از جمله اندونزی، ترکیه، نیجریه، الجزایر، ونزوئلا، تایلند و مالزی تمایل خود را برای پیوستن به این باشگاه اعلام کرده‌اند. این استقبال نشان می‌دهد که بریکس دیگر یک حاشیه‌نشین در سیاست بین‌الملل نیست، بلکه به قطب مغناطیسی جدیدی برای کشورهای ناراضی از سلطه دلار و نظام تک‌قطبی تبدیل شده است.

اهداف بریکس چیست؟ فراتر از تجارت، رویای نظم نوین

بریکس از همان ابتدا خود را یک «گفت‌وگوی استراتژیک» معرفی کرد، اما به تدریج ابزارهای عملیاتی برای تغییر قواعد بازی ساخت. اهداف این گروه را می‌توان در چهار محور اصلی خلاصه کرد:

  1. اصلاح حکمرانی اقتصادی جهانی: اعضای بریکس به شدت از نابرابری در حق رأی و سهم‌بندی‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی ناراضی‌اند. آنها می‌گویند کشورهای در حال توسعه، با وجود سهم بزرگ در تولید ناخالص جهانی، در این نهادها قدرتی ندارند. آنها خواهان اصلاح اساسی در نظام «برتون وودز» است تا صدای جنوب جهانی شنیده شود.
  2. دلارزدایی و استقلال مالی: یکی از بلندپروازانه‌ترین اهداف بریکس، کاهش وابستگی به دلار آمریکا در مبادلات تجاری است. ایجاد سازوکارهای پرداخت با ارزهای ملی، راه‌اندازی پیام‌رسان مالی جایگزین سوئیفت (مانند BRICS Pay) و تقویت بانک توسعه نوین (NDB) همگی گام‌هایی عملی به سوی یک نظام چندارزی هستند. ایران و روسیه به دلیل تحریم‌های گسترده غرب، پیشگامان این مسیر محسوب می‌شوند و تجربه‌های خود را به بلوک تزریق کرده‌اند.
  3. همکاری‌های توسعه‌ای و زیرساختی: بانک توسعه نوین (NDB) که در سال ۲۰۱۴ با سرمایه اولیه ۱۰۰ میلیارد دلار در شانگهای تأسیس شد، مغز متفکر پروژه‌های عمرانی و توسعه پایدار اعضاست. این بانک، تاکنون ده‌ها پروژه در زمینه انرژی پاک، حمل‌ونقل، آب و فاضلاب را تأمین مالی کرده است و نقش مکمل نهادهایی مانند بانک جهانی را بازی می‌کند، با این تفاوت که شروط سیاسی وام‌ها را تحمیل نمی‌کند.
  4. ایجاد موازنه ژئوپلیتیکی: بریکس خود را یک اتحاد ضدغربی نمی‌داند، اما بی‌تردید به دنبال متوازن‌سازی قدرت است. این گروه بستری فراهم می‌کند تا کشورهایی مانند چین و روسیه، بدون تقابل مستقیم نظامی با ناتو، نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را گسترش دهند. تأکید بر چندجانبه‌گرایی، احترام به حاکمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی، از اصول منشورگونه آنان است که جذابیت زیادی برای کشورهای مستقل دارد.
  5. امنیت غذایی و انرژی: با پیوستن تولیدکنندگان عمده گندم (روسیه، هند)، نفت و گاز (روسیه، ایران، امارات، عربستان احتمالی) و قهوه و شکر (برزیل)، بریکس به یک ابرقدرت در زنجیره تأمین کالاهای استراتژیک جهان تبدیل شده است. هماهنگی میان اعضا می‌تواند شوک‌های قیمتی را مهار کند و امنیت غذایی بلندمدت جمعیت عظیمشان را تضمین نماید.

گروه بریکس و ایران: پیوند راهبردی در میانه طوفان تحریم‌ها

برای ایران، عضویت در بریکس یک پیروزی دیپلماتیک بزرگ و یک گشایش اقتصادی راهبردی محسوب می‌شود. ایران از سال‌ها پیش برای پیوستن به این گروه ابراز تمایل کرده بود و دولت سیزدهم با دیپلماسی فعال، این هدف را محقق ساخت. سرانجام در اول ژانویه ۲۰۲۴، ایران رسماً نهمین عضو این سازمان شد و پرچم جمهوری اسلامی در کنار دیگر اعضا به اهتزاز درآمد.

چرا عضویت در بریکس برای ایران حیاتی است؟ دلیل نخست، خنثی‌سازی تحریم‌هاست. عضویت در آن بستری فراهم می‌کند که ایران بتواند با تکیه بر سازوکارهای پرداخت جایگزین و پیمان‌های پولی دوجانبه، تبادلات تجاری خود را بدون عبور از کانال دلار و سوئیفت انجام دهد. روسیه و چین، دو عضو کلیدی، خود تجربه تحریم‌های گسترده غرب را دارند و به دنبال ایجاد یک معماری مالی مستقل هستند. ایران می‌تواند با اتصال سامانه‌های بانکی‌اش به پروژه‌هایی مانند «BRICS Pay»، بخش بزرگی از تجارت خارجی خود را از تیررس تحریم‌های آمریکا خارج کند.

دومین مزیت، نقش‌آفرینی ایران در کریدورهای بین‌المللی است. موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد ایران، حلقه مفقوده کریدور شمال-جنوب (INSTC) را تکمیل می‌کند؛ مسیری که روسیه و هند را از طریق ایران به هم متصل می‌کند و فاصله ترانزیتی را ۴۰ درصد کاهش می‌دهد. با عضویت در بریکس، ایران نه یک گزینه، که یک شریک ضروری برای لجستیک اعضا می‌شود و این قدرت چانه‌زنی‌اش را به شدت بالا می‌برد.

سومین بعد، هم‌افزایی در حوزه انرژی است. ایران به همراه روسیه، عربستان و امارات، ستون فقرات انرژی بریکس را تشکیل می‌دهند. تشکیل یک «اوپک گازی» یا هماهنگی سیاست‌های نفتی، می‌تواند قیمت‌ها را در بازار جهانی مدیریت کند. ایران نه تنها یک تأمین‌کننده، بلکه یک شریک در تصمیم‌سازی‌های کلان انرژی جهان خواهد بود.

بعد چهارم، خروج از انزوای سیاسی است. حضور در یک بلوک که ۴۵ درصد جمعیت جهان را نمایندگی می‌کند و اقتصادهایی بزرگتر از گروه G7 (بر اساس برابری قدرت خرید) دارد، نشان می‌دهد که تلاش غرب برای منزوی کردن ایران شکست خورده است. ایران در کنار هند، چین و روسیه، دیگر نه یک بازیگر منفعل، که شریکی در نگارش قوانین نظم جدید جهانی است. این عضویت همچنین بستری برای انتقال فناوری، سرمایه‌گذاری مشترک و همکاری‌های علمی و دانشگاهی فراهم می‌کند که در سایه تحریم‌های یک‌جانبه، بسیار دشوار بود.

ایران با در پیش گرفتن سیاست خارجی متوازن و نگاه به شرق، توانسته است جای پای محکمی در این باشگاه قدرتمند باز کند. عضویت در بریکس، همزمان با عضویت در سازمان همکاری شانگهای، پازل راهبردی ایران را در نظم پساآمریکایی کامل کرده است. اکنون ایران باید از این فرصت برای تنوع‌بخشی به شرکای تجاری، جذب سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و تقویت پیمان‌های پولی دوجانبه نهایت بهره را ببرد.

چالش‌ها و چشم‌انداز: آیا BRICS به قطب واقعی جهان تبدیل می‌شود؟

با وجود دستاوردهای چشمگیر، مسیر بریکس بی‌چالش نیست. اعضای این گروه طیفی نامتجانس از نظر نظام‌های سیاسی، مدل‌های اقتصادی و منافع ژئوپلیتیکی هستند. رقابت‌های مرزی میان هند و چین، تنش‌های تاریخی ایران و عربستان (که اکنون رو به بهبود است)، و تفاوت دیدگاه‌های برزیل و روسیه در برخی مسائل جهانی، می‌توانند سرعت تصمیم‌گیری‌ها را کاهش دهند. آنها می‌توان به یک ارکستر تشبیه کرد که نوازندگانش هنوز با سازهای یکدیگر هماهنگ نشده‌اند.

چالش دیگر، مقاومت غرب است. ایالات متحده و متحدانش، بریکس را تهدیدی برای معماری قدرت خود می‌بینند و از ابزارهای مالی، فناوری و رسانه‌ای برای کاستن از جذابیت این بلوک استفاده می‌کنند. تلاش برای القای ناکارآمدی آن، تأکید بر رقابت‌های داخلی و بزرگ‌نمایی مشکلات اقتصادی اعضا، از جمله تاکتیک‌های همیشگی است.

با این حال، چشم‌انداز بلندمدت بریکس روشن به نظر می‌رسد. گسترش اعضا به غرب آسیا و آفریقا، وزن ژئوپلیتیکی آن را به طور تصاعدی افزایش داده است. پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰، بیش از ۵۰ درصد تولید ناخالص جهانی را (بر اساس برابری قدرت خرید) در اختیار آنان باشد. در این میان، راه‌اندازی یک ارز دیجیتال مشترک یا سبدی از ارزهای ملی برای تسویه تجاری، می‌تواند بزرگترین ضربه را به هژمونی دلار بزند. ایران نیز باید با تمام توان در این پروژه‌های زیرساختی مشارکت کند تا هم از مزایای آن بهره‌مند شود و هم موقعیت خود را به عنوان یک عضو مؤسس در نظم تازه تثبیت کند.

بریکس را باید فراتر از اعداد و ارقام دید. این گروه نماد یک اشتیاق تاریخی به کرامت، برابری و سهیم شدن در قدرت است. کشورهایی که روزگاری مستعمره یا بازیچه قدرت‌های بزرگ بودند، حالا پشت یک میز نشسته‌اند و آینده را برای نیمی از جمعیت زمین رقم می‌زنند. ایران با عضویت در این بلوک، نه تنها از حاشیه به متن آمده، بلکه می‌تواند قلم به دست، در نگارش فصل بعدی تاریخ جهان سهیم شود.

درباره نویسنده

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *